به باور من زن یا مردی که بگوید" هر چی تو بگی" یک بازنده ی احمق است؛ آدمی است که با آغوش باز به سمت بردگی و تحقیر می رود. "هر چی تو بگی" یعنی چه؟ من باید بگم چی بخور، کی بشاش، چی بپوش، چی نگو؟ شعور خودت پس چه ؟
فهرستی در سرم بود که چرا مطلوب من نیست:
چاق بود؛ در لباس پوشیدن بی سلیقه بود هرچند سعی می کرد با کراوات زدن این بی سلیقگی را جبران کند ولی به طرز اسفباری اصلن نمی دانست چه لباسی مناسب کجا است، چاپلوس بود در حدی که حتا به گارسون رستوران می گفت قربون شما؛ با پدر و مادر اش زندگی می کرد در سی و چند سالگی؛ هیچی در مورد هنر به خصوص ادبیات و سینما نمی دانست؛ روزی چهار پنج بار در فیض بوق با من سلام علیک می کرد و توقع داشت من هم هر بار با رغبت به سوالات تکراریِ "چه طوری؟ خوبی؟ چه خبر؟ " جواب بدهم ، وقتی تلفن می زد تا جواب نمی دادم به زنگ زدن ادامه می داد؛ کنار او شاد نبودم؛ در ملاقات دوم خسته کننده شد، حرفی نداشتیم جز بحث های سیاسی و اقتصادی.
گفت: تو خیلی به من محبت کرده ای. من چه کار کنم؟
گفتم: از مردی که رابطه را این طور ببیند که من دارم به او "لطف" می کنم و او باید جوری جبران کند بیزارم. (خیلی خودم را کنترل کردم که نگفتم:احساس فاحشه بودن بهم دست می ده کنار چنین مردی)
- نمی فهمم منظور ات را؟
- دقیقن مشکل این است تو منظور مرا نمی فهمی.
------------------------------------
هنوز هم چند روز یک بار در فیض بوق ...
دیروز یادگرفتم که چه طور خودم را از دید او پنهان کنم در فیض بوق. ببینید آدم را به چه کار ها وامی دارید شما آقایان عزیز.
برچسبها: روابط ساده