تنهایی رقصیدن

سعی می کنم دروغ نگویم- تمام حقیقت را هیچ وقت نمی شود گفت.

1-سریال ارتش سری یادتان هست؟ درباره فرانسه و بلژیک تحت اشغال آلمان نازی بود. شخصیت ناتالی را چی یادتان هست؟ زنی که در واقع روسپی بود و به لطف سانسور صدا و سیمای ایران پیشخدمت شده بود و معلوم نبود چرا این پیشخدمت سر میز آلمان ها می نشیند و با آنها غذا می خورد. چه کسی بهتر از یک روسپی برای جاسوسی؟ با پایان جنگ مردم خشمگین فرانسه بسیاری از زنان روسپی را به تاوان هماغوشی با اشغالگرهای آلمانی کتک زدند و سرشان را تراشیدند. هرچند بعضی از این زنان بعدها به پاس همکاری با نهضت مقاومت مدال افتخار گرفتند. برای قضاوت پیش از کتک زدن و فحش دادن باید درنگ کرد. فقط تاریخ است که به طرز بی رحمانه ای درست قضاوت خواهد کرد.

2-وای بر آن که فیلم فهرست شیندلر را ندیده است! هزاران و بلکه میلیون ها انسان به جرم یهودی بودن در جریان جنگ دوم جهانی قتل عام شدند. شیندلر سرمایه دار آلمانی که جان تعداد اندکی انسان یهودی تبار را به بهانه کارگری در کارخانه هاش از دولت نازی خرید، قدیس نبود. از نظر من قدیس وجود ندارد. هر کسی اما می تواند "کمتر بد" باشد.

3-مطمئن ام هرگز از تلویزیون رسمی ایران نخواهم شنید که ای وای مردم رای ندادند و مشروعیت مان بر باد رفت. واقعیت این است که چه رای بدهم چه ندهم، من/ما جز آمار رای دهنده ها خواهیم بود. احتمال ضعیفی وجود دارد که اگر به کسی رای بدهم که کمتر ازش بدم می آید(مثلن رو.حانی) بر اساس جنگ بر سر قدرت بین هشت نامزد باقیمانده شاید کسی که من ازش می ترسم(جل.لی) روی کار نیاید. این امید ضعیف است ولی من به آن چنگ می زنم.

4- ما نسلی هستیم که در اوج ناامیدی دوم خرداد را ساختیم. نمی خواهم بی مقاومت تسلیم بشوم. اگر رای بدهم هیچ چیز را از دست نمی دهم. 

5- هیچ توصیه ای ندارم. 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 23:40  توسط دختره  |